حضور هیتلر در کتابهای تاریخ، در تلویزیون، و در سیستم آموزشی مدارس طبیعتا باعث میشود باور کنیم که همه چیز را درباره او میدانیم. به همین دلیل، عجیب به نظر میرسد که هنوز هم حقایقی ناگفته دربارهی کسی با شهرت هیتلر وجود داشته باشند. هرچند موضوع فقط همین نیست و جزئیات دربارهی زندگی خصوصی این دیکتاتور شرور نازی طی سالهای پس از جنگ دوم جهانی تدریجا تحریف هم شدند. کتابهای زیادی دربارهی اسرار فاشیسم نوشته شده. اگر مایلاید ۱۰ نکته جالب و پنهان درباره مردی که مدتهاست میشناسیم را بیشتر بکاویم به ما بپیوندید.

اسرار فاشیسم فقط به جنگافزارها مربوط نمیشود و باید در دل زندگی روزمره هم به دنبالش گشت. شاید برخی اینطور فکر کنند که گیاهخواربودن هیتلر باعث شده بود که او آدم سالمی باشد. راستش دقیقا ماجرا برخلاف این خیال خام بود! گویا هیتلر معروف به پیشوا به رغم نخوردن کیک و کلوچه رغبت شدیدی به شیرینی داشت. گویا جناب پیشوا هر روز دو پوند شکلات تناول میکردند و حتی با شرابشان شکر مخلوط مینمودند و بنا به روایات روی قهوهی داغشان هم کلی خامه شیرین میریختند. فقط میتوانیم امیدوار باشیم که وقتی دندانپزشک به خاطر ترک خوردن دندانها ایشان را شکر منع کرد بد و بیراه چندانی حوالهاش نکرده باشد.

بخشی از اسرار فاشیسم را باید در رمزگشایی از فرقهها و ادیان و فرهنگهای کهن جستجو کرد. گفته میشود هیتلر به عنوان رهبر یک ملت علاقه شدیدی به باورهای باطنی و فرهنگهای مخفی و مکتوم داشت و گفته میشود که بسیار هم خرافی بود. گزارشاتی از آن دوره به دست ما رسیده که نشان میدهند او هرگز در آن زمان در انظار کت نظامیاش را درنمیآورد و اهمیت شدیدی به عدد ۷ میداد. علاوه بر این، او یک طالعنما داشتکه پیش از تصمیمگیری دربارهی هر جنگ و نقشهکشیدن از دل آن طالعنما استخاره میکرد در حالی که بسیاری از ژنرالهایش این کار را بسیار عجیب و غریب میدانستند!

آیا ممکن است که جستجوی اسرار فاشیسم ما را به حیطه هنر هم برساند؟ پیش از آنکه او به رهبر حزب نازی و به یک دیوانهی شیدای مریض تبدیل شود پولش را در وین صرف نقاشی کرده بود. عشق او به نقاشی و طراحی در تمام طول زندگیش ادامه داشت و این کار را برای رسیدن به احساس آرامش انجام میداد. وقتی جنگ تمام شد خیلی از نقاشیهای او به نمایش درآمدند و تصویری از ذهنیت نقاش پشت خطوط و رنگها را عیان کردند. هیتلر دوبار کوشید وارد آکادمی هنرهای زیبای وین بشود و هر دو بار پذیرفته نشد.

از برخی جهات به نظر میرسد که اسرار فاشیسم در واقع اسرار بدن و فیزیولوژی است. خیلی از مردم ما نمیدانند که آدلف هیتلر به بیخوابی مزمن دچار بود. او عمدتاً شبها کار میکرد. او معمولا بین ساعات ۴ صبح تا ۱۱ صبح میخوابید. حتی وقتی نقاشیاش را زودتر از ۴ صبح تمام میکرد کسی را مینشاند و با او مشغول گفتگو و نواختن موسیقی میشود تا اینکه نزدیکیهای صبح بشود و برود توی تختاش بخوابد.

از آنجاکه هیتلرخان نسبت به کسانی که میخواستند به خاطر خونخواهی قربانیانشان او را بکشند بسیار پارانویید بود، از اینکه چاقو یا دشنهای دم دستاش یا در دو قدمیاش باشد هراس بسیاری داشت. همین موضوع باعث شده بود همیشه موقع سلمانی و اصلاح صورت با مشکل مواجه شود و کلی جار و جنجال به راه بیفتد. لازم به ذکر نیست که او با اینکه یک رهبر بود و معمولا در آن دوران رهبران بزرگ پیرایشگر مخصوص خود را داشتند اما هیتلرخان همیشه خودش ریشش را میتراشید و اجازه نمیداد کسی تیغهی ریشتراشی را بیخ گلویش بگیرد. بدین ترتیب تحلیلهای ویلهلم رایش و زیگموند فروید درباره پارانویا میتوانند راهگشای بخشی از اسرار فاشیسم هم باشند.

شاید برای برخی مصرف معمول کوکائین موضوع خوشایند و معمولی به حساب بیاید اما باید به این دوستان خاطرنشان کرد که جناب پیشوا هم مصرفکنندهی معمولِ کوکائین بوده است. گزارشات حاکی از آن هستند که او دو بار در روز به شیوه استنشاقی این ماده را مصرف میکرد. او حتی به همین هم راضی نمیشد و حتی سفارش داده بود قطره چشمی کوکائین هم برایش آماده کنند تا هر وقت لازم بود کلهی مبارک را به هوا بفرستد. پس زیادهروی و اعتیاد به مخدر که نشانگر نوعی شرطیشدن و وابستگی است، درواقع مختصات یک ذهن فاشیستی را هم نشان میدهد و بخشی از اسرار فاشیسم هم به شمار میآید؛ هشداری برای طیفی از نسل جوان ما که در آمریکای امروز بیمحابا خودش را غرق مخدر میکند.

اگرچه باور کردنش شاید سخت باشد اما گویا دشمن همهی دنیا، هیتلرخان، یک وراج و بذلهگوی قهار هم بود؟! معروف است که او لیچارهای زیادی سر ژنرالها و وزرای بدبختاش خالی میکرد. ظاهرا هیتلر پیشگامِ «دنیس ترسناک» (شخصیت کارتونی معروف) بود گرچه کشتارهای هیتلر واقعی بود و جان همه را به ستوه آورد. با این نیشهای موهن و کنایههای زشت، دقایق فرصتطلبی، تباهی و خودکمبینی پیشوا به عنوان بخشی از اسرار فاشیسم فاش میشود.

نماد معروف حزب نازی، صلیب شکسته، تاریخی بسیار قدیمی دارد و ابداع خود جناب پیشوا نبود. بدینترتیب رمزگشایی از نشانهها و اسرار فاشیسم با الاهیات مسیحی هم گره میخورد. ماجرا از این قرار است که هیتلر در زمان جوانی نزدیک صومعهی بندیکتیها زندکی میکرد و این نماد را از سردر آن صومعه به یاد میآورد. وقتی هم که به قدرت رسید و شد رئیس حزب نازی، بله، آن وقت بود که احساس کرد به نماد جدیدی برای این قتل عام جهانی نیاز دارد و تصمیم به استفاده از آن گرفت تا خاطرات مریض کودکیاش را به ابزار کشتار بدل کند.

این دیگر واقعا عجیب به نظر میرسد که مجله آمریکایی تایمز چهره هیتلر را روی جلد مجله بزند و او را مرد سال معرفی کند، اما صبر کنید، اگر کمی عمیقتر شویم ماجرا شاید آنقدرها هم عجیب نباشد. مجله تایمز در ژانویهی ۱۹۳۹ هیتلر را مرد سال ۱۹۳۸ اعلام کرد، اما چرا؟ به این دلیل که هیتلر به عنوان تهدیدی برای دموکراسی و آزادی معرفی شود. در واقع این پاداشی ریشخندآمیز بود برای دستاوردها و فتوحات جناب پیشوا در چکسلواکی و نفوذش در سیاست دنیا و بازسازی آلمان، آن هم وقتی که برای اولین بار بر راس امور جلوس کرده بود. افشای اسرار فاشیسم رد واقع از نقش رسانههای عمومی در تقویت و بهرهبرداری از موقعیتها پرده برمیدارد.

یکی از همدستان مورد اعتماد هیتلر، پزشک مخصوصش، دکتر مورل بود. قرصها و کوکائینهایی که هیتلر به بدن میزد از جانب او میرسید. آقای دکتر به پیشوا پیشنهادهای زیادی میکرد و یکی از این توصیهها تزریق هورمون گاو بود. این موضوع هم به موقعی برمیگشت که هیتلر اوا براون را ملاقات کرد و ظاهرا اینجور تزریقها قرار بوده میل جنسی پیشوای ملت آلمان را بیشتر کند. به هر حال در بین موارد شرمآور این موضوع به نظر ما از همه رقتانگیزتر بود! امروزه ما کاملا با زندگی آدلف هیتلر به عنوان رهبر حزب نازی و پیشوای آلمانِ زمان جنگ آشنا هستیم. اما در این فهرست کوتاه فقط روی عادات شخصی و باورهای عجیبی تاکید کردیم که به رغم این همه خبررسانی در رسانهها درباره نازیسم و اسرار فاشیسم، مردم هنوز آنقدرها درجریان جزئیاتش نیستند. و احتمالا همه موافقیم که اغلبِ این موارد نشاندهندهی کوربینی و بیمارگونگی یک رهبر تمامیتخواه و مستبد است که بعد از فجایع گسترده سرزمینی و بینالمللی، امروزه میتوان با دریغ و تاسف، و البته با نظر به موارد مشابه معاصر، آنرا به چون و چرا کشید تا با آگاهسازی همگانی مردمی که در انتخاب رهبرشان نقش دارند از تکرار تهی تاریخ، از جنگها و جنایات و نسلکشیهای آشکار و پنهان پیشگیری شود.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان