انیمه های ژاپنی اغلب درباره xadی کودکان هستند، اما این انیمیشنxad ها لزوماً تنها برای مخاطبان جوان نیستند. این فیلمxad ها بینشی دربارهی ناخودآگاه جامعه xadی ژاپنی پیشنهاد میxadدهند. کشوری که در طول جنگ جهانی دوم به قدرت نظامی انکارناپذیر دولتی و اسطورهxad ی «باد الهی» ــ از خودگذشتگی خلبانxad های کامیکازی ــ ایمان بسیار داشت. هر چند بعد از بمباران هستهxad ای ناکازاکی و هیروشیما، ژاپن باید با این حقیقت مواجه میxadشد که قدرت امپراطوری خداگونه xadی بزرگتری ــ آمریکا ــ وجود دارد. اکثر انیمیشنهای قابل توجه ژاپنیxad همچون آکیرا، شبح درون پوسته،مدفن کرمxadهای شبxadتاب، ناوسیکا در درهxad ی باد به هر حال درگیر کابوس جنگ جهانی دوم بودند، سایهxad ای که بر هویت ملی ژاپن سایه افکنده است، همچنین این انیمیشنxad ها مسئولیت انسانی در برابر ابداع سلاح xadهای کشتار جمعی را نشان میxadدادند. در همان زمان، موضوع خوداندیشی دربارهxad ی جامعه xadی فراـفن xadسالاری باعث پدیدارشدن پرسشهایی شد: آیا شیفتگی سریعِ ژاپنیها به تکنولوژی غربی موجب زایش شیطان جدیدی نمیشود که در نهایت و چه بسا یکباره، نابودیِ ژاپن، سرزمین خورشید تابان، را در پی داشته باشد؟
در قسمت اول به ۱۰ انیمه برتر اشاره کردیم. در این قسمت ۱۰ انیمه ای که در تمام دورانها بهترین بودند را به شما معرفی خواهیم کرد.
واقعیت و فانتزی در داستان ساتوشی کن در هم میxadآمیزند. بازیگر هزاره سفری احساسی به درون خاطرات شیوکو فوجی وار، ستارهxad ی سینمای سالخوردهxadای است که بهترین لحظهxad های زندگیxad، کار و تاریخ ژاپن را در زمانی که استودیوی فیلمxadسازی تعطیل میxadشود به یاد می xadآورد. برخلاف انیمهxad های دیگر ساتوشی کن (از جمله پاپریکا) این فیلم به تصاویر طاقت xadفرسای ناخودآگاه معطوف نمیشود. خاطرات، بیننده را به درون جهان احساساتیِ زنی که با تصاویر معشوق گمشده xadاش تسخیر شده هدایت میxadکنند. جستجوی چیوکو برای یافتن معشوقش که از زمان جوانی تا میانxadسالی به درازا کشیده همچون جستجویی که در اغلب فیلمxadهایش بازنمایی میxadشود، از طریق تاریخ ژاپن و سینمای ژاپن به جریان میxadافتد و در واقع آن تاریخها را زنده میکند. همه xadی اینxadها به xadوسیله xadی خاطرات شخصیِ چیوکو ارائه میxadشود، خاطراتی که وقتی به زمان حال میxadرسند به xadطور فزاینده xadای رنگی میxadشوند. لایهxad ی سومی که به این همه اضافه میxadشود در کاراکتر جنیا شکل میگیرد، یک فیلمبردار که مصاحبه xadی چیوکو را ضبط میxadکند. وقتی مسئله xadی نگاه خیره و تماشاگر کانونی میxad شود، این انیمه به انیمه xadی آبی کامل [Perfect Blue] ساخته xadی خود ساتوشی کن نزدیک میxadشود، در حالیکه بازیگر هزاره بسیار مثبتتر و خوشبینانهتر از باقی فیلم های ساتوشی کن است. اینجا سویهی تاریک ذهن در سایه باقی میxadماند، و کلیدِ مطلوب تصاویر مطبوعی از صنعت تصویر را آزاد میxadکند.

ساتوشی کن کارگردانی نیست که نامش تداعیِ کنندهxad ی حکایات حیرتانگیز یا معجزهآسا باشد. هر چند از قضا پدرخوانده xadهای توکیو دقیقاً به این سیاق پیش میرود، و امضای ویژهxad ی ساتوشی کن را از همان آغاز انیمه تا انتهایش بر خود دارد. پدرخواندهxad های توکیو یک فیلم کریسمسی الزامی برای همهxad ی انیمه دوستان است، فیلمی درباره xadی سه بیخانمان که در شب قبل از کریسمس در خیابان به کودک رهاشدهxadای برمی xadخورند و تصمیم میxadگیرند که مادر کودک را پیدا کنند. شهرهای بزرگ در اغلب انیمه هایی که در متروپلیس واقعی یا خیالی رخ میxadدهند مکانی غیرانسانی و درهم xadوبرهم هستند. هرچند زنجیرهxadایی از اتفاقات در طی جستجوی سه کاراکتر متفاوت اتفاق میxad افتد، اما این نشان میxadدهد که اتفاقات معجزه xadآسا حتی میxadتواند در مکانی کمxad نور رخ دهد. جدای از عوامل بصری، شیوه xadی ساتوشی کن در آمیختن ماهرانه xadی عناصر فانتزی و واقعی با توجه باریک xadبین به نگهxad داشتن داستان در مرزی باورپذیر بسیار مشهود است.

این انیمه به عنوان داستانی رمانتیک و ساده، هانا دانشجوی جوانی را نمایش می xadدهد که عاشق پسری اسرارآمیز میxadشود که او را در کنفرانسی مشترک همراهی میxadکند. معلوم میxadشود که معشوق او یک گرگینه است، اما شگفت xadآور است که این مسئلهxad ی هانا نیست. داستان فرزندان گرگ بسیار به یک انیمهی شوجو شباهت دارد (اینمهی شوجو داستانی رمانتیک است که برای دختران جوان نوشته میxadشود). هنگامی که معشوق هانا میxadمیرد او را با دو بچه xadی گرگنما ترک میxadکند، کشمکش هانا برای بزرگ کردن بچه xadهایش ستیز کانونیِ این انیمه میxad شود. به ندرت چنین شخصیتِ زنِ تنهایی را بر پردههای سینما دیدهایم. او با دو بچه xadای که نمی xadتوانند غرایز حیوانیxad شان را کنترل کنند، زندگی خود را وقف تربیت آنها میxad کند و این کار را با رضایت و اشتیاق انجام میxadدهد. هوسادا این زن تنها را بسیار غمxad انگیز به تصویر میxadکشد و نشان میدهد که او چگونه زندگی خود را نثار خانواده xadاش میxadکند، اما فیلم دلگرم کننده نیز هست، از این لحاظ که نشان میدهد چگونه کودکان و مادرشان سرانجام راهی برای خرسندی از زندگی پیدا میکنند.

برای کسانی که تنها به خاطر عناصر فانتزی متداول در فیلمxadهای میازاکی عاشق انیمه xadهای او هستند، انیمهxad ی باد برمیxadخیزد، انیمه xadای تاریخی است که شاید برای شبی بزرگ انتخاب مناسبی نباشد. هرچند این انیمه کیفیتxadهای عالی خاص خود را دارد. میازاکی در نمایش ماشینها عالی عمل میکند مخصوصاٌ در به تصویر کشیدن ماشینxadهای پرنده. باد برمیxadخیزد داستان جیرو هیروکوشی است، مهندسی که طراح ژاپنی جنگاور است، اما طبق معمولِ آثار میازاکی، بیشتر از همین یک لایه در این داستان وجود دارد. خود هیروکوشی آدم رویاپردازی است که از ماشینxadهای پرنده و مهندسی میxadترسد ــ همچون خود میازاکی. هرچند، خودِ دیگرِ میازاکیِ حقیقی در فیلم کاراکتر کاپرونی است. این مهندس ایتالیایی با هواپیما هیروکوشی را به سفری فانتزی میxadبرد، جایی که آنها درباره xadی آزادیِ ابدیِ پرواز و امکان xadهای بی xadپایان مهندسیِ هواپیما گفتگو میxadکنند. در حالی که کاپرونی درباره xadی این ماشینxad ها به منزلهxad ی ابزار نقل و انتقال رویاپردازی میxadکند، هیروکوشی سلاح میxadسازد؛ از این رو، اخلاق جنگ نیز مورد توجه قرار میxadگیرد. آیا مسئولیتی شامل حال مهندسی میxadشود که ماشین مرگ را می xadآفریند؟ به رغم این پرسش فلسفی غمxad انگیز، باد برمی xadخیزد به صورت افسانهxad ای زیبا درباره xadی اشتیاق، عشق، و روح ژاپن باستان، و ماشینxad های پرنده باقی میxad ماند.

ناخودآگاه و نیروی خطرناک رویاها موضوع اصلی انیمه xadهای ساتوشی کن هستند. برای مثال در آبی کامل (۱۹۷۷) او داستان یک بازیگر عامهپسند را تعریف میکند که به وسیله xadی یک طرفدار نامتعادل روحی دنبال میxadشود. پاپریکا ما را به مرحلهای ژرفتر در ضمیر شبهآگاه فرو میxadبرد، یعنی به قلمروی رویاهای مادی، آنجاکه یک ماشین، که رویاهای بیماران را ثبت و آشکار میxadکند، دزدیده میشود. در این نقطه، هر کسی که رویاپردازی میxadکند در معرض خطر است، خصوصا وقتی مجرم ناخودآگاه جمعی را هدف میxadگیرد و مردم را به رقص مرگ دعوت میxadکند در حالی که این سزرمین رویا تدریجا به جهان واقعی یورش میxadبرد. با این حال، وقتی ساتوشی کُن از رویا صحبت میxadکند واقعاً چه در سر دارد؟ کاراکتر چیبا که در جهان رویا به پاپریکای زیبا تبدیل میxadشود، ارجاع آشکاری به فروید و کشمکش جنسی دارد. از این گذشته ارجاعات پنهانی بسیاری به فیلمxad هایی همچون تارزان، تعطیلات رمی، آبی کامل، و همچنین فیلمxadهای کوروساوا دارد، او خود صنعت فیلمسازی را بهxad عنوان منبع اصلی وهم و درماندگی پیشنهاد میxadدهد و سینما را آفرینندهxad ی رویاهای زیبا میxadداند.

میشل آریاس کارگردانی زادهی آمریکاست که در ژاپن کار میxadکند. دانستن گذشتهxad ی مولف، چه بسا ملزم میxadکند تا مراقب هر نشانه xadی کوچکی که تکنوکینکریت را از باقی فیلمxad های این لیست جدا میxad کند باشیم. آشکارترین بداعت او سبک هنریxad اش است. این بدیهی است که کاراکترهای انیمه همواره شبیه به ژاپنی xadها نیستند، اما این کارگردان انیمه xadی آمریکایی به شیوهxadای مطایبهآمیز این رسم کنار میگذارد. کاراکترهای آریاس بسیار دور از ظاهر چشم گندهxadی همیشگی در انیمه ها هستند ــ که البته این ظاهر را هم از آثار دیزنی وام گرفته اند ــ و خلاصه، بسیار شبیه به ظاهر واقعی ژاپنی هستند. باقی این تصاویر غنی، بازنمایی واقعگرایانهی چشمxad انداز شهری است، چیزی که برای دیگر انیمیشن xadهای ژاپنی بیگانه نیست، اما این انیمیشنxad ها بیش از همه در صحنهxad های فانتزی زندگی میxadکنند و نفس می xadکشند.
در مقابل پسxad زمینهxad ی ستیز یاکوزا برای حکمرانی در متروپولیس خیالی، دو بچهxad ی خیابانی، سیاه و سفید، برای زندگی xadشان در سطح مادی و استعاری در یک زمان مشترک می xadجنگند. دومی همان است که لحظات غیرعادیxadتری را به فیلم میxadدهد. با واقعیت و فانتزی که در اغراق بصری در هم چفت می xadشوند. بصیرت خاموش سفید تجسم امید و عشق است در حالیکه سیاه در برابر نیروهای تاریک جهان بیرونیِ خصومتxad آمیز مبارزه میxadکند.

شبح در پوسته پیامد انیمهxad ی علمی تخیلی مامورو اوشی در ۱۹۹۵ است که با ترکیب انیمیشن سلولوئیدی با CGI انقلابی در این ژانر به پا کرد. در شبح در پوسته آخرین بقایای زیست xadشناختی بافت مغزی را به وجود آوردند که روحی که به بدن ماشینی ضمیمه شده است را به راه میxadاندازد در حالی که در بیگناه (۲۰۰۴) این روح میxadتواند دوچندان شود و به xadطور نامحدود تولید شود. مرز بین هستندهxad ی انسان و ماشینی در این انیمه بیش از حد مبهم میxadشود. در این انیمه باتو، یک کاراگاه سایبُرگ، میxadکوشد تا به راز هولناک واقعهی خودکشی رباتxadها پی ببرد. بر طبق نظر اوشی، خود (self) ضرورتاً به سلولxad های زیستxad شناختی ربطی ندارد و ربات xadها میxadتوانند در خودکشیxad های شان بسیار انسانی xadتر از انسانهایی باشند که ماشین xadها را برای ارضای غریزه xadی زیستxadشناختی ابتدایی ــ میل به تولید مثل ــ به طرز فریبنده xadای میxad آفرینند.
از لحاظ تصویری، این فیلم راه انیمههای قدیمی پیش از خود را ادامه میxadدهد. ترکیب چشمxadگیر CGI و فرم xadهای سنتی انیمیشن، سبک تمیز و دقیق، و حرکت سیالِ تصاویر شدیداً گیرای آن را موجب شده است. از آنجاکه این فیلم یک کارآگاه سایبرگ را نشان میدهد طبعاً خصیصهی چهرهی مغموم سگی از نژاد باست هوند را هم به تصویر میکشد.

در سال ۱۹۴۹، اوسامو تزوکا فیلمی ساخت که دلالت xadهایی شبیه به متروپولیس فریتز لانگ (۱۹۷۲) دارد. میشی، ربات انسانی xadشده در انیمه xadxadی او متولد شد. این اندروید درماندگی انسان را در نسبت با نیروی تکنولوژیک و ویرانگر میدان جنگ مدرن تجسم بخشید، بنابراین تعجبی ندارد که کاراکترهای کانونی اغلب انیمهxad های استیم xadپانک از این قرارند. در اقتباسی که در سال ۲۰۰۱ از این مانگا شد میشیِ تغییر جنسیت داده و به تیما تبدیل میxadشود، اندروید مونث زیبایی که به موضوعِ عاطفهxad ی پسر انسانی، کنچی، بدل میxadشود. در حالیکه در فیلم فریتز لانگ و نیز در مانگا، تمرکز اصلی بر اصطکاک بین طبقات اجتماعی متفاوت است، در انیمه تضاد بین انسانها و ماشین xadهای جایگزین به مسئلهی کانونی تبدیل میشود. متروپولیس اساساً ماجرای یک عاشق بیفرجام دیستوپیایی به سبک رومئو و ژولیت است و تا آخرالزمانی که به کنترل کامپیوتر درآمده اوج میگیرد. هر چند، نقطهی اوج متروپولیس بسیار تماشاییتر از سایه xadxadی خفقانآورِ یک آسمانxadخراشxad است.
انیمهxad ی شهر اشباح که برنده xadی اسکار ۲۰۰۳ شد افسانه xadای جادویی درباره xadی خدایگان و یک قهرمان است، افسانهxad ای دربارهxad ی اینکه چگونه جهان مدرن به گذشته بیxadحرمتی میxad کند، و سرانجام اینکه این انیمه از لحاظ تصویری مبهوتxad کننده است. هرچند همه xadی این توصیفات استثنایی به نظر میرسند، اما دقیقاً چرا این فیلم میازاکی در دنیای غرب بسیار مشهور شد؟ داستانxadهای میازاکی معمولا حول موازنه بین طبیعت و قدرت باستانیِ خدایگان و برتری گستاخانهی جهان انسانی دور میxadزند. به جای ارجاعی قاطع به مادرـطبیعت (که در ناوسیکا در دره xadی باد و پرنس مونونوکه مشهود است) در این فیلم، چیxad هیرو به جهانی غیرمادی وارد میشود که بیشتر جامعه xadای قدیمی را فرا میxadخواند. جامعهای که بر پایه xadی سنت xadها ساخته شده، و در خطر قرارگرفتن زیر سایهی یک جهان مدرن فن xadسالار و کارمحور است.
تلاش چیxad هیرو برای نجات والدین xadاش با کشمکش دختر کوچکی مقارن میشود که در دوره xadی مدرن بزرگ شده، جایی که مدل خانواده xadی قدیم از بین رفته. بنابراین، نیروی جادوییِ شهر اشباح در بازگوییِ یک داستان جهانشمول به شیوهxadای پریشان xadکننده و قرن بیست و یکمی است، که البته یک قاشق چایخوری از جادوی میازاکی هم به آن طعم داده است.
نویسنده: ملیندا گمسی
منبع: http://www.tasteofcinema.com